السيد محمد حسين الطهراني
124
الله شناسى (فارسى)
داستان موضوع إبليس در نزد ما به صورت مبتذل و زير پا افتاده و غير قابل اهمّيّتى درآمده و بازگشت نموده است كه اعتنائى بدان نمىشود ، غير از آنكه گهگاهى آن را ذكر مىكنيم و بر او لعنت مىفرستيم ، يا آنكه از وى به خدا پناه مىبريم ، يا آنكه بعضى از افكارمان را بعنوان آنكه افكار شيطانيّه و وساوس و فسادانگيزى اوست تقبيح مىنمائيم ؛ بدون آنكه در اين امر تدبّر و تفكّرى كنيم تا آنچه را كه قرآن كريم در حقيقت اين موجود عجيب غائب از حواسّمان ، و آنگونه تصرّفات شگفت آورى كه با ولايت خود در عالم انسانى دارد ، به ما عطا كرده است دستگيرمان گردد . و چگونه اينطور نباشد درحالىكه او مصاحب و همنشين عالم انسانى مىباشد با گسترش دائرهء كمربند عجيب خود ، از زمانى كه انسان در عالم وجود ظاهر گشت تا زمانى كه مدّتش به سر آيد و به انقراض بساط دنيا منقرض شود . و سپس ملازم انسان باشد پس از مرگ ، و پس از آن قرين و همنشين او باشد تا هنگامى كه او را در آتش جاودان مخلّد گرداند . و او با هر كداميك از افراد ما همچنانست كه با غير او باشد ، با اوست در آشكارش و در پنهانيش . با او همگام مىگردد هرجا كه برود حتّى در پنهانترين نقاط قوّهء خيال او كه چيزى را تخيّل مىكند در زاويهاى از زواياى ذهنش ، يا فكرى كه آن را در مطاوى سريرهاش مختفى داشته است . هيچگونه حاجبى نمىتواند حجاب او شود ، و هيچ كار مشغول كنندهاى نيست كه او را از انسان غافل گرداند . و امّا افراد بَحّاث و محقّقين از ما ، از وارد شدن در اين بحث خوددارى كردهاند و آن را مهمل گذاردهاند . و بناى خودشان را در بحث ، همان بناى محقّقين و باحثين در صدر اوّل قرار دادهاند ؛ و همان رشتهء خطّى را كه آنان برايشان ترسيم كردهاند ، در طريق بحث از آن تجاوز ننمودهاند .